مرد 55 ساله می گوید: شاگردی برای مغازه استخدام کرد و ولی بعد از مدتی او اصرار کرد که مادرش را صیغه کنم و….
این دختر می گوید: مادرم مدعی است که پدرم همه درآمدش را برای عیاشی و خوشگذرانی صرف می کند و با زنان غریبه ارتباط دارد.
این مرد با اشاره به به مشکوک بودن رابطه زنش با صاحبخانه، می گوید: زنم مرا تحویل نمی گرفت و با مرد صاحبخانه خیلی راخت بود.
این سارق که به صورت ناشیانه هنگام سرقت از خودرو پراید دستگیر شده بود، شرح حال خود را در مواجه با نیروهای گشت کلانتری را برای ما بازگو می کند.
او می گوید: گوشی عابرانی را که بدون توجه به اطراف خود مشغول گفت وگوی تلفنی بودند یا پیامک ارسال می کردند با خونسردی از دست آن ها چنگ می زدم.
این زن می گوید: زمانی که زندگی مشترکمان را آغاز کردیم تازه فهمیدم که «کرامت» فردی بی بند و بار است و فساد اخلاقی دارد به گونه ای که مرا نیز وادار به انجام کارهای غیرمتعارف و خلاف اخلاق می کرد.
این زن می گوید : شوهرم دچار توهم شده بطوریکه می خواهد من و دخترم را بکشد بنابراین به کلانتری آمدم تاخودم را از این زندگی جهنمی و مرد شیشه ای نجات دهم.
مانی به دلیل کمبود محبت در زندگی به کودکی خشمگین و عصبی تبدیل شده بود و ناپدری با قاشق او را داغ می کرد تا رفتارهای زشت خودش را تکرار نکند.
در این مطلب به داستان جمع کننده ضایعات و خواهر معتادش می پردازیم.
مرد 45 ساله می گوید: خودروم دچار روغن ریزی بوده و در پی آن راننده موتور لیز خورده و تصادف شدیدی کرده است.