http://didshahr.ir/261674

01:49 :: 1402/04/18

مرد ۴۵ ساله می گوید: خودروم دچار روغن ریزی بوده و در پی آن راننده موتور لیز خورده و تصادف شدیدی کرده است.

بلایی عجیب برای مرد 45 ساله

مرد ۴۵ ساله گفت: بدبختی از آسمان و زمین برایم می بارد و هیچ گاه رنگ آرامش را ندیدم چرا که وقتی کودکی خردسال بودم پدرم از دیوار ساختمان در حال احداث سقوط کرد و جان سپرد.

او کارگر ساختمانی بود و به صورت روزمزد کار می کرد. حالا دیگر مادرم خودش را به آب و آتش می زد تا مخارج زندگی ما را تامین کند. بالاخره با هر رنج و سختی بود بزرگ شدم و ازدواج کردم اما گویی دنیا با من سر ناسازگاری داشت به گونه ای که بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، همسرم از من طلاق گرفت و مهریه اش را به اجرا گذاشت.

آن روزها با تلاش های شبانه روزی یک مغازه خریده بودم و در آن مشغول کاسبی بودم ولی همسرم مغازه را به طور قانونی و به خاطر پرداخت مهریه اش از من گرفت و من دوباره به بدبختی روزهای جوانی و نوجوانی بازگشتم.

با وجود این ناامید نشدم و باز هم کار کردم تا این که یک خودروی فرسوده خریدم و با آن به مسافرکشی پرداختم تا بتوانم هزینه های زندگی ام را تامین کنم ولی درست زمستان سال گذشته دوباره در چاله بدبختی افتادم، آن روز وقتی در جاده قصد داشتم مسافری را به مقصد برسانم ناگهان صدای موتور خودرو مرا وادار به توقف کرد. وقتی فهمیدم خودروام دچار نقص فنی شده است از مسافرم عذرخواهی کردم و او هم با یک خودروی عبوری دیگر به مسیرش ادامه داد.

در این شرایط خودرو را به هر طریقی که بود روشن کردم تا در جایی مطمئن توقف کنم که بتوانم با امداد خودرو تماس بگیرم.

مسافتی را به همین ترتیب طی کردم اما وقتی کنار جاده ایستادم ناگهان موتورسواری را دیدم که روی آسفالت جاده افتاده است. بی درنگ به طرف او رفتم. آن جوان خون آلود نقش بر زمین شده و راننده ای هم که با او تصادف کرده از محل گریخته بود. آن جوان حال وخیمی داشت و به همین دلیل هم هراسان با اورژانس تماس گرفتم ! رهگذران و رانندگان دیگر خودروهای عبوری هم در صحنه حادثه تجمع کرده بودند و انگشت اتهام را به سمت من نشانه می رفتند، در این شرایط برای آن ها توضیح دادم که خودروی من در فاصله اندکی از محل تصادف دچار نقص فنی شده است.

بالاخره شهروندان قانع شدند و افسر راهنمایی و رانندگی هم به محل آمد و کروکی تصادف را در حالی تنظیم کرد که از راننده خاطی خبری نبود.

دو روز از این ماجرا گذشته بود که از دادسرا با من تماس گرفتند و با بیان این که موتورسوار در سانحه رانندگی فوت کرده است از من خواستند به دادگاه بروم.

دو دستی روی سرم کوبیدم که حالا این ماجرا چه ربطی به من دارد؟ ولی تماس گیرنده اصرار کرد که حتما باید به دادسرا بروم! آن جا وقتی کروکی تصادف را آوردند تازه فهمیدم که روغن موتور روی آسفالت ریخته و موتورسوار به دلیل لغزندگی نتوانسته موتورسیکلت را کنترل کند و سپس با خودروی دیگری تصادف کرده است.

آن جا بود که در پی نظر کارشناسی، راننده خاطی را ۲۵ درصد و مرا ۷۵ درصد مقصر سانحه رانندگی تشخیص دادند و این گونه در حالی به پرداخت دیه سنگین در این حادثه مرگبار محکوم شدم که بیمه خودروام نیز به اتمام رسیده بود و …

اگرچه من به خاطر انسانیت و کمک به یک جوان حادثه دیده، تلاش کردم او را با تماس سریع با مراکز امدادی نجات دهم اما نمی دانستم که روغن ریزی خودرو، چنین بدبختی بزرگی را برایم ایجاد کرده است. حالا هم با دو فرزند و در حالی که هیچ پس انداز و سرمایه ای ندارم با این مشکل حاد در زندگی روبه رو شده ام و نمی دانم چه کنم…

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/261674

اشتراک این خبر :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *