http://didshahr.ir/267136

04:06 :: 1403/03/08

زن ۳۵ ساله که از کسب درآمد خودش پشیمان شده بود، با درد زایمان به بیمارستان منقل شد.

اهداف پلید زن 35 ساله برای کسب درآمد

زن ۳۵ ساله گفت: پدرم خیلی دوست داشت فرزندانش درس بخوانند و دکتر و مهندس شوند اما مادرم شیوه خلافکاری را در زندگی درپیش گرفت و سرناسازگاری با پدرم را گذاشت. این مشاجره ها ادامه داشت تا این که پدرم در یک سانحه رانندگی جان باخت و دیگرخلافکاری های مادرم آشکار شد.

هنوز ۱۱ سال بیشتر نداشتم که روزی مادرم را هنگام کیف زنی دیدم و به او اعتراض کردم ولی مادرم با عصبانیت فریاد زد«به تو ربطی ندارد!» وقتی به کارهای ناشایست مادرم حساس شدم تازه فهمیدم که برادرانم نیز همین کار را می کنند و از راه سرقت روزگار می گذرانند. خلاصه خیلی زود آن ها مرا مجبور به همکاری کردند و من در کنار مادر و برادرانم کیف زنی و گوشی قاپی می کردم.

هنگامی که به ۱۶ سالگی رسیدم به عقد جوان معتادی درآمدم که خیلی تلاش کرد تا مرا نیز معتاد کند ولی زیر بار نرفتم و همچنان به سرقت هایم ادامه دادم .

«حبیب»مدام مرا کتک می زد و بسیار پرخاشگر بود به همین دلیل هم در حالی که صاحب ۲ فرزند بودم از او طلاق گرفتم و به خانه مادرم رفتم ولی به دلیل این که نمی توانستم مخارج سنگین ۲ فرزندم را تامین کنم آرام آرام با پیشنهاد یک قاچاقچی محلی،به فروش مواد مخدر هم روی آوردم و با موادی که در اختیارم می گذاشت درآمد خوبی داشتم. در این شرایط بود که «بنیامین» از من خواستگاری کرد من هم بلافاصله پاسخ مثبت دادم چرا که او نیز از سارقان حرفه ای بود و در باند برادرانم همکاری می کرد. آن ها موتورسیکلت و دوچرخه سرقت می کردند یا به منازل مردم دستبرد می زدند و اموال سرقتی را به منزل مادرم می آوردند.

طولی نکشید که من هم وارد باند آن ها شدم و هنگام دستبرد به منازل از فرزندانم به عنوان پوشش استفاده می کردم تا شهروندان به من مشکوک نشوند. خلاصه چندبار دستگیر و روانه زندان شدم اما بعد از آزادی دوباره به خلافکاری هایم ادامه می دادم و پشیمانی برایم معنی نداشت. مدتی بعد با فروش لوازم سرقتی ،منزلی در حاشیه شهر خریدیم ولی بازهم قانع نبودم تا این که همسرم نیز در آخرین دستگیری به زندان طولانی مدت محکوم شد.

حالا من به همراه فرزندانم سرقت می کنیم و اموال سرقتی را به خانه مادرم انتقال می دادم. باآن که فرزند چهارم را باردار بودم اما دست از خرید و فروش مواد مخدر هم برنمی داشتم تا این که به اتهام حمل یک کیلوگرم شیشه به ۲۵سال زندان محکوم شدم ولی به من مرخصی بارداری دادند تا فرزندم را در بیرون از زندان به دنیا بیاورم اما یک روز به تولد فرزندم باقی مانده بود که هنگام انتقال لوازم سرقتی از منزل مادرم به سرقرار صوری با ماموران کلانتری رفتم که در پوشش کارگران حمل ونقل اسباب واثاثیه مرا زیر نظر گرفته بودند واین گونه دوباره به جرم سرقت دستگیر شدم اما در کلانتری درد زایمان مرا گرفت و بلافاصله با کمک نیروهای انتظامی و امدادگران اورژانس به بیمارستان منتقل شدم اما ای کاش …

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/267136

اشتراک این خبر :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *