http://didshahr.ir/262938

01:50 :: 1402/06/05

مردی که به مواد مخدر سه دود معتاد شده بود، می گوید: مادرم خودش را نمی توانست خود را کنترل کند بدین خاطر ….

مادر کشی به شیوه خیلی عجیب

زن جوانی گفت: گاهی از طریق تماس تلفنی احوال مادر پیرم را می‌پرسیدم. او در کنار برادرم و همسر صیغه‌ای او زندگی می‌کرد، اما اکنون بیشتر از یک سال است که هرگز نتوانستم با مادرم تماس بگیرم و هر بار که برای احوال پرسی با گوشی اش تماس می‌گرفتم برادر معتادم با بهانه تراشی ادعا می‌کرد که اکنون مادر خواب است یا مادر بیمار است و نمی‌تواند صحبت کند و حال گفت وگو ندارد و….


♥ کلیک کنید: موضوعی مهم در مدارک خودرو که خیلی‌ها نمی‌دانند ♥


همه این بهانه‌ها برای آن بود که زودتر تماس تلفنی مرا قطع کند! این گونه بود که دلشوره عجیبی مرا به شهرستان کشاند. احساس می‌کردم برای مادرم اتفاقی رخ داده است. وقتی مقابل در آهنی کوچک آن ها رسیدم ضربان قلبم سریع‌تر شدتا جایی که فقط به حادثه ای وحشتناک می‌اندیشیدم که در آن خانه کوچک برای مادرم رخ داده باشد! با دستانی لرزان زنگ کهنه و قدیمی را فشردم و خیلی زود با مرد غریبه‌ای روبه رو شدم که مدعی بود از یک سال قبل در این منزل زندگی می‌کند و از مستاجر قبلی هم اطلاعی ندارد.

خیلی تلاش کردم تا از طریق همسایگان آن ها نشانی جدید برادر و مادرم را به دست آورم، اما هیچ کس نتوانست کمکی به من بکند! از سوی دیگر هم وقتی برادر ۵۰ ساله‌ام در جریان آمدن من قرار گرفت،گوشی اش را خاموش کرد و همه تماس‌های مرا بی‌ پاسخ گذاشت. چند روز در کوچه و خیابان‌های شهر آواره بودم تا شاید نشانی از محل اقامت آن ها پیدا کنم ولی تلاش‌هایم بیهوده بود تا این که بالاخره دست به دامان قانون شدم و احتمال می‌دهم ماجرای تلخی رخ داده باشد.

بعد از تحقیقات پلیس مشخص شد که مرد ۵۰ ساله که با زن صیغه‌ای و معتاد خود زندگی می‌کند، در گرداب مواد افیونی صنعتی معروف به «سه دود» دست و پا می‌زند! در همین حال آن ها محل اقامت وی را شناسایی کردند و او را در یک قرار صوری به دام انداختند. این مرد معتاد در بازجویی‌ها مدعی شد که مادر ۷۵ ساله‌اش بر اثر ابتلا به بیماری کرونا جان باخته است، اما از محل دفن او اطلاعی ندارد. او ادعا می‌کرد در همان گورستانی که بیماران کرونایی را دفن می‌کنند مادر مرا هم دفن کرده‌اند! این جمله فرضیه جنایت را قوت بخشید تا این که بالاخره متهم مذکور فریاد زد: من قاتل نیستم و مادرم را نکشته‌ام !مادرم نزد من زندگی می‌کرد و هزینه‌ها و مخارج خودش را می‌پرداخت ولی به خاطر بیماری خودش نمی‌توانست به سرویس بهداشتی برود و گاهی توان کنترل خود را هم از دست می‌داد و فرش‌ها و لحاف و تشک‌های منزل را آلوده می‌کرد به همین خاطر خیلی مرا آزار می‌داد. من هم از او در حیاط منزل نگهداری می‌کردم تا این که در یک روز سرد پاییزی وقتی برایش یک لیوان چای بردم متوجه شدم که نفس نمی‌کشد! نبض او را گرفتم اما پیکرش سرد بود و جانی در بدن نداشت. من هم وقتی دیدم به خاطر اعتیاد سنگینم به مواد مخدر صنعتی نمی‌توانم مخارج کفن و دفن و هزینه‌های دیگر را بپردازم، در همان حیاط منزل گودالی حفر کردم و مادرم را با همان لباس‌هایی که بر تن داشت درون آن گودال دفن کردم و سپس آن منزل اجاره‌ای را تحویل مالک دادم و به خانه دیگری نقل مکان کردم . فقط گاهی به در آن منزل اجاره‌ای می‌رفتم و از همان جا فاتحه ای برای مادرم می‌خواندم تا این که مدتی بعد به خاطر خلافکاری‌هایم چندین ماه روانه زندان شدم و همسر صیغه‌ای ام نیز در این شرایط طلاق گرفت و به مکان نامعلومی رفت.

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/262938

اشتراک این خبر :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *