غفار پارسا

میراث فرهنگی، خشت و خانه و ساختمان و دیوار و کوچه نیست؛ میراث فرهنگی، فکر و اندیشه ای است. میراث فرهنگی یکی از بهترین منایع برای براى روشن شدن فرهنگ و هویت کشورها مورد بررسى قرار مى گيرد، زيرا فرهنگ، پايه و اساس تمدن هر کشورى محسوب مي شود که نسلهاى انسانى در زمان حيات خود از آن بهره مى جويند و با اتکاء به آن، به زندگى و فعاليتهاى روزمره خود در کنار يکديگر شکل مي دهند.
ميراث فرهنگى حاصل فعاليتهاى نويسندگان، هنرمندان، معماران، موسيقى دانان، و تجلى آداب و رسوم، زبان، آداب و رسوم مذهبي، باورها و بطور كلي ساخت ارزشهائى است که به زندگى معنى مى دهند و اطلاعاتي است كه همراه اين آثار است و از گذشته جوامع حكايت دارد و به نوعي منبع پژوهش و كنكاش نيز است و شامل اطلاعاتي از گذشته مردم يك سرزمين بوده و جنبه اسنادي ميراث فرهنگي است.
اما مهمترين كاركرد ميراث هاي فرهنگي و باستاني تعريفي از چشم انداز زندگي و جامعه آن كشور است. به عبارتي ديگر هر جامعهاي كه بداند نتيجه تعاملش چه بوده و آن را خوب بشناسد متوجه ميشود كه فعاليتهاي كنونياش نميتواند جدا از گذشته باشد بلكه در ادامه آن است. به عبارتي مردمي كه گذشته ندارد، آينده نيز ندارد.
يادم هست يكي از اساتيد دانشگاه در اهميت ميراث باستاني و فرهنگي مي گفت: فرض مي كنيم شما در بزرگراهي پرتردد در حال رانندگي هستيد. در اين بزرگراه بجز شيوه رانندگي شما دو نوع ديگر قابل مشاهده است.
برخي با سرعت سرسام آور از ميان ماشين هاي ديگر مي گذرند و راه را براي خود باز مي كنند. اينان فقط به مقصد و هرچه سريع تر رسيدن به آن مي انديشند. در نقطه مقابل، رانندگاني هستند كه ميخكوب آيينه ماشين خود شده و چشم از آن برنمي دارند. آنها ششدانگ حواس خود را به خودرو هاي پشت سر داده اند و با احتياطي فوق تصور در حال رانندگي هستند. عقل سليم حكم مي كند از هر دوي اينها فاصله بگيريد، چون احتمال وقوع تصادف در هر دو مورد قابل تصور است. ميراث فرهنگي همچون آيينه اي است كه جوامع، در مسير پرتردد و پرحادثه كه به پيشرفت و توسعه ختم مي شود بايد نيم نگاهي به آن داشته باشند. نه مي توان اين آيينه را از بيخ و بن بركند و دور انداخت و نه مي توان ميخكوب دائمي آن شد. بر همين اساس تمامي كشورها براي حفظ ميراثهاي خود قدم هاي بسيار ارزشمند برداشته و برنامه هاي جديدي براي نگهداري از آنها طراحي كرده اند. چرا كه آنها بر اين باورند اگر آثار و ارزش میراث هاي باقي مانده برای مردم معرفی شود و مردم نسبت به آن آگاه و مطلع باشند، افراد دلسوزانه از آن محافظت و با هويت و فرهنگ گذشته خود نيز آشنا مي شوند.
تاريخ نيز نشان داده که سرچشمه بسیاری از آسیب ها و خسارت هاي وارده چه از لحاظ هويتي و فرهنگي چه به لحاظ ميراث ارزشمند باستاني بدليل ناآگاهی و بی اطلاعي مردم از اين ميراث بوده است. پس اگر بنایی محصور شود و معرفی نشود و شناخته شده نباشد همیشه در خطر استهلاک، تخریب و دستبرد قرار می گیرد و مردم هيچ ذهنيتي واطلاعي از گذشته خود نخواهند داشت.
براين اساس كشورهایی كه به اهمیت معرفی با تاریخ سرزمین خویش به منظور دلبستگی مردمشان برای پاسداری از آزادی و استقلال و یكپارچگی میهن آگاهی دارند، می كوشند تا با روانترین نوشته ها، به همراه طرح و نقاشیهای پرجاذبه، تهیه فیلم های تاریخی، ساختن عروسكها، برپایی مجسمه ی قهرمانان تاریخی كشور خود؛ خود قدمهايي براي حفاظت از هويت و ميراث باستاني خود بردارند.
كشور ما نيز همسو با ديگر كشورها براي اهميت دادن به ميراث باستاني و فرهنگي در تاریخ ۲۸ اردیبهشت سال ۵۸ به منظور حفظ و حراست از میراث فرهنگی و همچنین لزوم جلوگیری از غارت و صدور این ذخایر به خارج از کشور، لايحه اي را براي تاسيس سازمانی به نام میراث فرهنگی کشور که مهمترین وظایف آن پژوهش، نظارت، حفظ واحیا و معرفی آثار اسلامی و ملی بود؛ به تصويب رساند.
هر چند در قانون وظيفه حراست و ترميم به عهده سازمان ميراث فرهنگي گذاشته شده است ولي واقعيت اين است كه اين سازمان با مسائل و مشكلات از جمله مالي و نيروي انساني مواجه است كه اگر هر كدام از ما به ميراث باستاني و فرهنگي اهميت ندهيم، طولي نخواهد كشيد كه تمامي اين ميراث از بين خواهد رفت و چيزي براي نشان دادن هويت تاريخي براي نسل هاي بعدي باقي نخواهد ماند.