http://didshahr.ir/248906

12:20 :: 1401/04/18

زن سالمند با بیان اینکه تا جاییکه از دستم بر می آمد می خواستم خانواده ام را حفط کنم، می گوید: آخر تلاش من باعث شد تا عروسم مرا زیر کتک بگیرد.

عروس کینه ای مادر شوهرش را زیر کتک گرفت

زن 76 ساله ای که برای شکایت از عروس 50 ساله اش وارد کلانتری شده بود درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی گفت: 25 سال قبل همسرم که راننده جاده بود و با اتوبوس مسافربری می کرد در یک حادثه ناگهانی از روی اتوبوس به زمین افتاد و مهره های کمرش شکست. وقتی او را برای درمان به بیمارستان بردم تصاویر ام آر آی و رادیولوژی مشخص کرد که همسرم تومور پیشرفته مغزی دارد و پزشکان نمی توانند هیچ گونه عمل جراحی روی مهره های کمرش انجام دهند در این شرایط به خاطر آن که همسرم سال های زیادی از عمرش را در شرکت اتوبوسرانی کار کرده و بیمه بود طی مراحل اداری بازنشسته شد و من مجبور بودم با دریافت مستمری ماهیانه زندگی را اداره کنم اما این حقوق در شرایطی که دخترم نامزد داشت کفاف هزینه های زندگی را نمی داد به همین دلیل مجبور شدم منزل دو طبقه خودمان را بفروشم تا بتوانم جهیزیه آبرومندانه ای برای دخترم تهیه کنم مبلغی را هم در بانک سپرده گذاری کردم تا با سود آن روزگار بگذرانم ولی باز هم برای هزینه های درمانی شوهرم دچار مشکل می شدم به طوری که ارثیه پدری ام را در همین مسیر خرج کردم این درحالی بود که هیچ کدام از فرزندانم نمی توانستند از نظر مالی به ما کمک کنند.

پسر بزرگم نیز با فرزندان خودش درگیر بود و نمی دانستم به چه کاری مشغول است تا این که 15سال قبل به اتهام کلاهبرداری دستگیر و روانه زندان شد در همین روزها بود که فهمیدم پسر ناخلفم با زن جوان دیگری ازدواج کرده و همسر دومش باردار است اگرچه افشای این ماجرا موجب درگیری های خانوادگی شد اما دیگر کاری از ما ساخته نبود.

چند ماه بعد پسر هووی عروسم به دنیا آمد ولی من به سراغش نرفتم تا این که پنج سال بعد و در حالی که هنوز پسرم در زندان بود عروس جوان طلاقش را گرفت و به همراه نوه ام نزد خانواده اش رفت.

دو سال از این ماجرا گذشته بود که روزی از کلانتری با من تماس گرفتند و از من خواستند حضانت نوه ام را به عهده بگیرم چرا که عروسم در 33 سالگی به دلیل نارسایی قلبی فوت کرده بود. همه خانواده و اطرافیان مخالف بودند و من در دوراهی تصمیم گیری سختی قرار داشتم. اگر پسرم برای ازدواج پنهانی اشتباهی کرده بود حالا نباید اجازه می دادم کودک دیگری قربانی اشتباه پدرش شود.

خلاصه بعد از تفکر زیاد سرپرستی نوه ام را پذیرفتم اما این ماجرا کینه عروس بزرگم را نسبت به من بیشتر کرد چرا که او از همان ابتدا بر این تصور بود که من در جریان ازدواج مجدد پسرم بودم و هرچه سوگند یاد می کردم که من زمانی ازدواج او را فهمیدم که عروسم باردار بود ولی او باور نمی کرد و به هر طریق ممکن مرا آزار می داد این درحالی بود که پسرم قبل از آن که به جرم کلاهبرداری راهی زندان شود منزلی را به نام همسرش (عروس بزرگم) سند زده بود در این آشفته بازار همسرم نیز فوت کرد و من با بدبختی زیادی توانستم دو روز مرخصی برای پسرم بگیرم تا از زندان بیرون بیاید.

حالا دیگر خودم اجاره نشین بودم و با مستمری همسرم روزگار می گذراندم. بالاخره هشت سال قبل بانوی بازنشسته فرهنگی آپارتمانش را به من اجاره داد و به خاطر قلب مهربانی که داشت وقتی اوضاع زندگی مرا فهمید هر سال مبلغ بسیار اندکی به اجاره منزل اضافه می کرد تا من مجبور به اسباب کشی نشوم.

بالاخره بعد از گذشت 11 سال پسرم با سپردن وثیقه به دادگاه از زندان آزاد شد و در کنار خانواده اش قرار گرفت اما آزادی او مشکلات ما را بیشتر کرد چرا که عروسم فکر می کند پسرم مخارج زندگی من و فرزند کوچکش را پرداخت می کند در حالی که من هنوز به سختی زندگی می کنم اما وجدانم اجازه نمی دهد دست از حمایت نوه نوجوانم بردارم در این وضعیت پسرم از همسرش خواسته بود تا خانه ای را که به نامش سند زده است برای خرید یک پراید به فروش برساند که بتواند با آن مسافرکشی کند ولی همسرش با بیان این که برو ارثیه مادرت را بگیر! او را از خانه اش بیرون انداخته بود پسرم نیز به ناچار نزد من آمد و مدتی در خانه ام ماند تا این که چند روز قبل عروسم با چهره ای خشمگین به منزل اجاره ای ام آمد بی درنگ به استقبالش رفتم و با التماس از او خواستم که آبروریزی نکند چرا که من نزد همسایگان اعتبار دارم و نمی خواهم از این محل نقل مکان کنم ولی او نه تنها به حرف هایم گوش نداد بلکه مرا زیر مشت و لگد گرفت و چنان پیکر نحیفم را به در آهنی کوبید که فریادم به آسمان برخاست و آرنجم دچار زخمی عمیق شد او سپس مرا به زمین انداخت که زانویم نیز آسیب دید و …

عروس کینه ای مادر شوهرش را زیر کتک گرفت

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/248906

اشتراک این خبر :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.