http://didshahr.ir/261520

07:13 :: 1402/04/11

پسربچه اردبیلی که ۸ سال بیشتر نداشت وقتی امانت نزد برادرزاده ۲۲ ساله اش بود به قتل رسید.

اعدام

محمد علاقه زیادی به امید خود داشت.همه می دانستند که این پسربچه ۵ ساله به حدی امید را دوست دارد که اگر ساعت ها هم با او تنها بماند بهانه گیری نمی کند.محمد به محض اینکه چشمش به امید می افتاد بغل او می پرید و یک لحظه از او جدا نمی شد.

برای همین مادر محمد که از چند سال قبل از حادثه با پدربزرگ امید ازدواج کرده بود، اگر کاری داشت بچه اش را به امید می سپرد تا از او مراقبت و نگهداری کند.

محمد با همان شیرین زبانی مخصوص خودش همیشه از لحظاتی که در کنار امید خوش می گذراند برای مادرش تعریف می کرد.اما این لحظه های خوش بین عمو و برادزاده، ۸ سال قبل پایان فاجعه باری داشت و هیچ کس فکرش را هم نمی کرد که ارتباط دوست داشتنی این کودک با امید رنگ خون و جنایت به خود بگیرد.

رسیدگی به پرونده قتل محمد ۵ ساله از ۸ سال قبل با کشف جسد او در خانه پدرش در دستور کار ماموران پلیس اردبیل قرار گرفت.

در حالی که جسد محمد لای یک پتو پیچیده شده بود، بررسی ها و معاینات پزشکی قانونی نشان داد که نزدیک ۲ روزاز قتل او می گذرد.

تحقیقات حکایت از آن داشت که محمد در آخرین روزهای قبل از حادثه نزد برادرزاده ۲۲ ساله خود نگه داری می شد و مادرش برای چند روزی بچه را در خانه گذاشته و به سفر رفته بود.اما موقعی که از سفر بازگشت با پیکر بی جان فرزند خود مواجه شد که لای یک پتو پیچیده شده بود.

اعتراف به قتل عموی خردسال

به این ترتیب برادرزاده محمد به عنوان تنها مظنون به قتل او بازداشت شد و در حالی که در ابتدا سعی داشت پرونده را از مسیر اصلی منحرف کند، در ابتدا ادعا کرد که محمد تصادف کرده و او از ترس جسدش را لای پتو پیچیده چون نمی دانست موضوع را چطور به مادر محمد بگوید.

اما در بررسی ها و معاینات پزشکی قانونی مشخص شد که ضربه به سر باعث مرگ پسرک خردسال شده بود که نمی توانست بر اثر تصادف باشد.

بنابراین بازجویی از متهم پرونده وارد فاز تخصصی و فنی شد که سرانجام امید لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایت برداشت و گفت:«روز حادثه با محمد در خانه تنها بودیم.او بازیگوشی می کرد و سر و صدا راه می انداخت.همین باعث شد که من از دستش کلافه شوم.چند بار به او تذکر دادم و گفتم آرام باش اما گوشش بدهکار نبود.بالاخره اینقدر عصبانی شدم که او را کتک زدم.می خواستم تنبیه اش کنم تا کمی آرام بگیرد و قصد کشتن او را نداشتم اما ناگهان سرش با شدت به دیوار برخورد کرد که موجب مرگ او شد.»

متهم در ادامه گفت:«به حدی ترسیده بودم که نمی دانستم باید چه کار کنم.می خواستم محمد را به بیمارستان برسانم تا جانش را نجات دهم اما متوجه شدم که او دیگر نفس نمی کشد و کار از کار گذشته بود.برای همین جسدش را لای پتو پیچیدم تا به پدربزرگم و مادر محمد بگویم که او تصادف کرده است.»

با طی روال قانونی در پرونده متهم پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود اظهار ندامت و پشیمانی کرد.او می گفت عموی خردسال خود را دوست داشته و دلش نمی خواست چنین بلایی سر محمد بیاید.

در همین حال پدربزرگ امید به عنوان یکی از اولیای دم از قصاص نوه خود اعلام گذشت کرد اما مادر محمد حاضر به گذشت از قصاص نبود.

او می گفت صحنه سازی امید بعد از قتل جایی برای بخشش باقی نمی گذارد و به همین دلیل خواستار قصاص قاتل فرزندش شده بود.

مادر محمد به حدی به قصاص اصرار داشت که حتی سهم دیه بعد از اعلام رضایت پدر را هم واریز کرده بود تا قاتل را قصاص کند.

تا اینکه اعضای هیئت صلح بخشایش ستاد صبر که زیر نظر ستاد توسعه حل اختلاف استان اردبیل فعالیت می کنند، تلاش خود را برای جلب رضایت مادر محمد آغاز کردند و سرسختی ولی دم برای اجرای حکم قصاص باعث ناامیدی آنها از جلب رضایت نشد.

سرانجام تلاش اعضای این هیئت ثمربخش بوده و مادر محمد بعد از ۸ سال که از وقوع جرم می گذشت حاضر به گذشت از قصاص شد و در آستانه عید قربان با دریافت وجه المصالحه امید را بخشید.به این ترتیب متهم بار دیگر فرصت زندگی پیدا کرد.

بنا بر این گزارش متهم به زودی به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه خواهد رفت

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/261520

اشتراک این خبر :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *