http://didshahr.ir/267482

02:18 :: 1403/04/04

وقتی با حجم زیادی از سخنرانی، میزگرد، مناظره و انواع محتوای انتخاباتی مواجه شدیم باید بدانید که بسیاری از آن‌ها فقط بخشی از حقیقت را منعکس می‌کنند؛ برای انتخاب درست، به‌ابزارهای شناختی برای تشخیص سوگیری‌ها نیاز داریم.

دروغ و حقیقت کاندیداها را چطور بشناسیم؟

نویسنده : سید مصطفی صابری | روزنامه‌نگار

میزگرد و مناظره تلویزیونی، برنامه‌های رادیویی، محتواهای شبکه‌های اجتماعی، گپ وگفت‌های خانوادگی و همکاری و… همه و همه پر است از مباحثی درباره انتخابات. هرکسی از زاویه خودش به‌نفع یا علیه نامزدی صحبت می‌کند و گاهی درباره یک موضوع مشخص تعداد زیادی واکنش‌های متفاوت وجود دارد که ممکن است باعث آشفته شدن ذهن ما شود. محتواها، سخنرانی‌ها، میزگردها و… پر از سوگیری‌ها، هیجانات کاذب و… هستند. انتخابات فرصت خوبی است تا بتوانیم کمی بیشتر با تفکر انتقادی و سنجشگرانه آشنا شویم، مغالطه‌ها را بشناسیم و ترفندهایی برای تشخیص سوگیری‌ها یاد بگیریم تا از لابه‌لای این حجم زیاد مواضع در تقابل با هم، تصمیمی دقیق بگیریم. این مهارت نه تنها در مقاطعی چون انتخابات، بلکه در تمام مراحل زندگی فردی، شغلی و خانوادگی می‌تواند ابزاری قدرتمند برای افکار و انتخاب های ما باشد.

چرا شناخت سوگیری‌‌ها در زندگی حیاتی است؟

همه ما انسان‌‌ها به‌‌شدت تشنه حقیقت هستیم، همه دوست داریم در تصمیم‌‌ها و انتخاب‌‌های‌‌مان بهترین نتیجه را بگیریم، غافل از این‌‌که ذهن ما خطای زیادی دارد که ناشی از محدودیت‌‌های آن یا ترفندهای رسانه‌‌ای است که به ذهن القا می‌‌شود. ذهن ما بسیار انعطاف‌‌ناپذیر است، گاهی آن‌‌چه را قبول کنیم با انواع خودفریبی و دلیل تراشی، قطعی و غیرقابل مذاکره می‌‌دانیم. درحالی‌‌که ممکن است بسیاری از افکار ما در فرایندی عقلانی به دست نیامده باشد و در پی نگرانی‌‌ها، دنباله‌‌روی‌‌های اشتباه، پیش‌‌داوری‌‌ها، منافع شخصی و گروهی به دست آمده باشد؛ که در نتیجه نیاز به بازنگری خواهد داشت.

نیاموختن تفکر انتقادی و سنجش‌ گرانه

متاسفانه بیشتر ما هم تحت‌تاثیر نظام آموزشی هستیم که آن‌‌چنان تفکر انتقادی و سنجش‌‌گرانه را به ما نیاموخته و سعی داشته تنها و تنها ذهن‌‌مان را با چیزهایی پر کند که بدون درک لازم باید می‌‌پذیرفتیم، بدون آن‌‌که با بحث و در ک عمیق به آن برسیم. هرچند این‌‌روزها این نهاد از آن الگوهای قدیمی فاصله گرفته که می‌‌توان نتیجه‌‌اش را در پرسش‌‌گری‌‌های متفاوت نسل جدید دید اما مهارت‌‌های ذهنی لازم به برخی از ما در خانواده و مدرسه آموزش داده نشده و اگر روزی به موضوع یا فردی خاص بدبین باشیم ممکن است تا آخر عمر بدون هیچ دلیل روشنی با همان حس زندگی کنیم. همین‌‌طور از همان کودکی روی بسیاری از موضوعات مثل محله، مدرسه و… حساسیت داریم با این‌‌که تصادفی، بدون انتخاب و ارزیابی در آن‌‌ها حضور داشتیم و همین فرایند در انتخاب‌‌های بعدی زندگی‌‌مان هم طی می‌‌شود و نوعی تلاش برای تعریف ما و آن‌‌ها در ذهن‌‌مان شکل می‌‌گیرد که نتیجه‌‌اش خوش‌‌بینی به هرآن‌‌چیزی است که در دایره ما قرار می‌‌گیرد و بدبینی به طرف‌مقابل.

آفت یک انتخاب درست

در چنین شرایطی برخی از ما نمی‌‌توانیم با وضوح بالا و بدون جانبداری بسیاری از مسائل را ببینیم، بررسی کنیم و برای رسیدن به پاسخ سوالات درست بپرسیم. وقتی هم به چیزی علاقه پیدا می‌‌کنیم سازوکارهای ذهن با انواع خودفریبی‌‌ها به ما کمک می‌‌کند آن را قابل قبول توصیف کنیم تا از رنج درک تازه و ضرورت تغییر که آسان نیست در امان بمانیم. پس لبریز از پیش‌‌داوری‌‌ها، تعصب‌‌ها و تحریف‌‌های ذهنی می‌‌شویم که آفت یک انتخاب درست هستند.

چطور تفکر انتقادی و سنجش‌گرانه را در خود تقویت کنیم؟

گام مهم برای این‌که شیوه تفکرمان را متحول کنیم و افکارمان را رشد دهیم این است که قلمرو و محدودیت‌های ذهن را بشناسیم، از چالش‌های ذهن در شناخت، تفکر و تصمیم تا آن‌چه دیگران با مغالطه و سوگیری ممکن است به ذهن ما تحمیل کنند که در ادامه به شکل خلاصه آن‌ها را مرور می‌کنیم.

خطاهای شناختی و مغالطه‌ها

خطاهای شناختی را چند وقت یک‌بار مرور کنیم و بدانیم گاهی ذهن‌مان به‌دلایلی که در بخش قبل مطرح شد خودمان را فریب می‌دهد، گاهی هم مغالطه‌های دیگران باعث می‌شود ذهن ما درگیر روند اشتباه و تصمیم غلط شود که پیش از این در پرونده روز شنبه ۲۶ خرداد در «زندگی سلام» چاپ شده است اما به‌طور خلاصه باید بدانیم افراد اهل مغالطه در صحبت‌شان وضوح را رعایت نمی‌کنند، سریع به نتایج جست می‌زنند، مسائل را بی‌اندازه ساده می‌کنند، از احساسات مخاطب برای نتیجه مطلوب‌شان سوءاستفاده می‌کنند، روی موضوعات پیش‌پا افتاده تمرکز دارند، به شکل هدفمند براساس اطلاعات غلط به نتیجه‌های نادرست می‌رسند، فرض‌های غلط را قطعی در نظر می‌گیرند و…

سوگیری‌هایی فریبنده

اما در کنار خودفریبی ذهن و مغالطه دیگران، گاهی سوگیری‌ها و تبلیغات ذهن ما را هدف قرار می‌دهد تا از تصمیم درست جا بمانیم و منافع آن‌ها تامین شود اما چه راه‌هایی برای شناخت این‌نوع سوگیری‌ها وجود دارد؟

۱ افراد یا محتواهایی که همه چیز را سیاه و سفید می‌بینند سوگیری زیادی در آن چه می گویند دارند. به‌طور مثال وقتی می‌خواهند اعضای یک گروه را خطاب قرار دهند نمی‌گویند بیشتر شما پرسپولیسی‌ها یا استقلالی‌ها روی تیم‌تان تعصب بی‌جا دارید. می‌گویند: «کلاً طرفداران تیم شما تعصبی و بی‌منطق هستند». یعنی یک صفت را کاملاً و بدون هیچ قیدی به یک گروه منتسب می‌کنند.

۲ سوگیری‌ها گاهی در دل تعاریف غلط و غیرشفاف از مفاهیم مخفی شده است. جایی که فرد تعریفش را از یک موضوع بیان نمی‌کند. برای همین باید بدانیم قرار نیست هرکسی درباره چیزهایی که ما به آن علاقه داریم صحبت کرد، یعنی مثل ما فکر می‌کند. گاهی تعریفش با ما فاصله دارد اما ارائه دقیقی از آن ندارد تا تعبیری که می‌خواهد در ذهن ما شکل بگیرد.

۳ توجه به بافت و زمینه یک صحبت هم اهمیت زیادی دارد. وقتی کلیپی را می‌بینیم، بخش‌هایی از یک برنامه، میزگرد یا سخنرانی به دست ما می‌رسد یا در یک رسانه منتشر می‌شود باید حواس‌مان باشد که آن مفاهیم وتعابیر در بسیاری از مواقع فقط در بافت خودش کاربرد دارد و نباید به‌راحتی تصور کنیم استفاده از تعابیر برای هر حالتی مدنظر گوینده بوده، چراکه ممکن است برخی افراد و رسانه‌ها برای رسیدن به نتایج مد نظرشان زمینه مد نظر آن صحبت‌ها را نادیده بگیرند.

۴ تمرکز هر رسانه، سخنران و… از بیان یک خبر، تحلیل و موضوع، روی نتیجه‌ای است که می‌خواهد و دنبال مخاطب خودش هم هست، اما ما به‌عنوان افرادی که تفکر انتقادی و سنجش‌گرانه داریم باید با مراجعه به چند منبع، تمام واقعیت را با در نظر گرفتن زمینه‌ها و کنار زدن سوگیری‌ها پیدا کنیم.
۵ پس باید خطاهای شناختی، خودفریبی‌های ذهن، روش‌های مغالطه دیگران و سوگیری رسانه‌ها براساس ذی‌نفعان و رقبا را بشناسیم و در مواجهه با یک محتوا آن را به اجزای کوچک‌ترش تقسیم کنیم. ببینیم چه بخشی از آن محتوا خبر است و چه مقدارش تحلیل، میزان سوگیری تحلیل چقدر است؟ عناصری چون ذی‌نفعان و رقبا در نوع تعابیر، تخریب‌ها و تمجیدها چقدر سهیم بودند؟ و….

پیش نیازهای تفکر انتقادی و مستقل

شناخت مغالطه‌های رایج و سوگیری‌های محتوایی خوب است اما همه ماجرا نیست چراکه اگر ما تواضع فکری نداشته باشیم بازهم در مواجهه با مغالطه و سوگیری دنده عقب نخواهیم داشت. باید نوعی ورزیدگی ذهنی و بی‌طرفی داشته باشیم تا هم درگیر خطای شناختی نشویم و هم اگر شدیم امکان بازبینی در آن‌چه را اشتباه است، داشته باشیم. البته در کنار تواضع، صداقت و استقلال فکری، نیاز به نوعی پشتکار ذهنی هم داریم، چون رسیدن به نتایج درست، بدون بررسی همه‌جانبه همه نظرگاه‌ها و رویکردها ممکن نیست. البته خود شناخت از سوگیری‌ها هم گاهی می‌تواند یک تله ذهنی باشد، به‌طور مثال سوگیری و مغالطه دیگران را ببینیم و روی آن دست بگذاریم اما به‌خودمان و همفکران‌مان که رسید از آن عبور کنیم، چون تصور می‌کنیم شناخت ما از این موضوعات، ما را از بروز آن مبرا می‌کند. درضمن باید بیاموزیم به‌دست آوردن اطلاعات حتی از منابع لبریز از سوگیری و اطلاعات یکسویه هم ممکن است چراکه اگر ما سنجش گرانه برخورد کنیم حتی محتوایی جهت‌دار هم بخشی از حقیقت را خواهد داشت و پازل ذهن ما را تکمیل می‌کند. پس کنار گذاشتن برخی محتواها به‌صرف این‌که آن‌ها را سوگیرانه تشخیص دادیم هم اشتباه است.

How to know the lies and the truth of the candidates?

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/267482

اشتراک این خبر :

دیدگاه ها

  1. سلام گفت:

    در نگاه کلی، اخلاق، رفتار، منطق و ارزش های حاکم بر محیط بحث سیاسی یا اجتماعی یا فرهنگی، فرهنگ و ارزش آن ملت و کشور را تعریف می کند حال فرهنگ را تاریخ و رفتار و اعتقادات مردم و قوانین دولتی و قوانین حاکم توسط رفتار جمعی شکل می دهد انتخابات تمرین و نشان‌دهنده سطح پیشرفت یک کشور و مردم آن کشور هست . سواد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ملت ایران کجاست ضعف های جدی کجاست رهبریت و مدیریت فر ق دارد رهبر هدف و محدودیت ها را تعیین می کند و صاحب و تصمیم گیرنده اصلی هست و مدیران نحوه اداره و اجرا و کنترل کشور را انجام می دهند حال مردم و مدیر و رهبر، تنها با گفتمان عقلانی و احترام به نتیجه مطلوب می رسند که همکاری و شورا نام دارد و دارای چه مهارت های هستند و کیفیت عقل و اخلاق و علم اینها کجاست . لغت مقا ومت و قاطعیت یک طرف و لجاجت و خودخواهی طرف دیگر هستند که این منطق سیاست مداران را تشکیل میدهد برنامه اسلام شورا یعنی گفتمان عقلانی و اخلاقی و علمی هست مذهب شیعه را با رفتار ۱۰۰ گذشته در ایران که شاه و انقلابیون و مخالفها انجام می دهند مسخره نکنید. بعدی روش ها و مانور های سیاسی اجتماعی سیاستمداران بعد از مشاوره با مشاوران حرفه ای و علمی جواب درست می دهد در کل اخلاق و فرهنگ حاکم و بحث عقلانی و عادلانه با دلیل علمی اساس هر مکتب و دین مترقی هست که شیعه و ۱۲ امام این فلسفه را داشته اند و اما کارنامه ۴۵ سال انقلاب مردم و رهبران و مخالفان زیاد مثبت نیست و اصلاحات چگونه بشو د سخت است مثال.. در سال ۱۳۸۸ در دولت اصلاحات کلی ملای فاسد نفوذ کرده بودند از جمله شیخ الا سلام ا.ب. در اردبیل با جمع کردن اوباش فاسد گروه ۱۷ شهریور در سال ۱۳۵۸
    درست کرده بود و تمام اموال دولتی را دزدیده بود پول ها را به تهران آورده در خیابان ستارخان مرکز فرهنگی زده بود و همراه ملای دیوانه ای که ه.غ. نام داشت و هویدا را از پشت زد از سربازان دولت اصلاحات شده بود چون دیدند باد از این طرف وزیده طرفدار شدند و اصلاحات در دوره دوم خاتمه به فتنه کشید و در نها یت بچه گرمسار حاکم شد و با یارانه ۱۰ سال ملت را سر کار گذاشت که الان حکومت سایه ای هست در عمل در جامعه ای مثل ایران با تضاد و ضعف فرهنگی و قانونی، حکومت با عدالت و پیشرفت درست کردن سخت است بحث اصلی قدرت هست دست کیست و عقل و منطق و برنامه و هدفش چیست و مردم از نظر همکاری و اخلاق و علم کجا هستند و آیا مردم درک عقلانی و همکاری دارند که معادله ای سخت هست و حل این برنامه و احترام و عقل و علم و گفتگو ی با ادب و احترام لازم دارد و وقت کم است !

  2. سلام گفت:

    دروغ یا راست . واقعیت چیست و کدام سازمان باید به مردم واقعیات را بگویند جواب: اول کارهای علمی دانشگاه و دوم رسانه ها که این دو سازمان در ایران صد سال هست عقب ماند ه اند. وضع سیاسی ایران چیست انقلاب چرا شد و در ۴۵ سال چه اتفاق افتاد مقصر چه کسی بود علت و راه حل چیست . رهبری که در انقلاب از دربار و شاهنشاهی به ولایت فقها و بیت روحانیت تبدیل شد ولی در جامعه و دولت که وظیفه اش بیان و ساخت و نگهبانی ۳ قوه اصلی ؛ قانون قضایی اجرایی هست کدام موفقیت دیده می شود مردم ایران وظیفه داشتند همکاری و تلاش و احترام را حفظ بکنند که نکردند ساختن نظام دموکراسی یعنی شرکت و همکاری و وظیفه نگه داشتن مردم هست بعد از انقلاب عملی شد هرج و مرج و اختلاف در هر انقلابی عادی هست ولی نه ۴۵ سال . فقط سید محمد خاتمی در ۸ سال تلاش کرد تا قانون و کودتا بازی تعطیل شود که شورای نگهبان و زنوزی احمدی نژاد را کاشت و هرج و مرج انقلابیون قلابی برگشت حال چه کسی با کدام قدرت و برنامه درست بکند ۸۵ میلیون نفر نمی توانند حل بکنند یعنی فقدان عقل و اخلاق اجتماعی.

  3. سلام گفت:

    اصلاح چاپ— سید محمد خاتمی برای اولین بار قانون را اجرا کرد و را ه های ترور و کودتا را بست البته از سال ۶۰ تا ۱۳۶۸ موسوی اردبیلی زحمت کشید تا دستگاه قضایی کار بکند ولی با قتل های زنجیره ای ملاهای تندرو ایشان شکست خوردند و از نظام خداحافظی کردند

  4. سلام گفت:

    اگر قالیباف رییس شود شاید مو ثر باشد چون زمان حمله عراق ایشان رییس تیم تخریب در جنگ بود و خوب بلد است چگونه انقلابی تخریب کند به شرط این که شاه دزد ها و انقلابی نما ها و دولت دزد سایه را هدف قرار دهد و تخریب کند! نظریه هرج و مرج در تحولات میتواند حال بدهد . در ضمن این عروسک ها ر بطی به اصلاحات ندارند جنگ سایه ای ارز ش ها شده که باید درست بحث بشود و حجاب و لج بازی را وارد سیاست و توسعه جامعه نکنید. با خواهش.

  5. سلام گفت:

    دروغ یا حقیقت دقیقا دعوای اصلی ترامپ و بایدن در مناظره آمریکا بود سیاست یک بازی پیچیده ای هست که قوانین و وا قعیاتش با صداقت در تضاد است و تا حدودی بازی شطرنج و بازی فکری است و مهارت در علم بیان و بازی با فکر و احساس مردم نقش اصلی را بازی می کنند همزمان برای حفظ امنیت و ثبات کشور به سیاست قوی و سیا ستمدار و نقشه کش باهوش احتیاج هست تا از پس تمام این بازی ها و تله گذاری ها بر آید بعد تضاد های عقیدتی و سیاسی باهم، و مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی کشور ، و فرهنگ حاکم بر بحث باید روشن بیان شود تا بحث کنندگان و مردم بعنوان انتخاب کننده همه قوانین و حقوق خود و دیگران را بدانند و باید اجرا بکنند وظیفه شناسی، هم فکری و تبادل فکر ها و را ه حل ها، و مهمتر همکاری و احترام پایه اصلی هر تمدنی است و ملت ایران کجا هستند و هدف و تمدن ایران چیست؟

  6. سلام گفت:

    از سال ۱۳۸۴ بعد از ظهور بچه گر مسار و وزیرش که الان کاندید است این ولایت تعطیل عقلانی و اخلاقی می باشد و کاندیدای بعدی تشیع امام علی ع را می خواهد عملی بکند حال وضع اخلاقی و رفتاری سیاسیون و جامعه در ایران مثبت نیست همزمان در خارج ایران دلقک و آواز خوان و رقاص و شاهزاده نوکر و تروریست های ایرانی ادعای عقل و نجات ایران را دارند و گاهی همدیگر را طبق فرهنگ ایرانی و آریایی به فحش ناموسی می گیرند دانشگاه ها هم همان هستند که ۷۰ سال پیش بودند برای خودشان سرگرم هستند

  7. سلام گفت:

    در آمریکا بایدن و ترامپ بالای ۷۰ سال سن دارند ملت آمریکا نگران امنیت و آینده خود هستند و سلامت روان و عقل در این سن برای اشخاصی که باید در سطح قوی فکر بکنند خیلی محدود می شود قانون طبیعت زندگی انسان هست در ایران هم رهبر ان مجلس خبرگان و رهبری همین مسأله را دارند به خاطر امنیت خودشان و آینده تمام ملت باید رهبر جدید زیر ۷۰ پیدا بکنید و وقت خیلی کم هست دنیا سریع عوض می شود و عقب افتادن قابل جبران نخواهد بود و رهبران بالای ۷۰ فقط به خاطر تجربه می توانند مشاور خوبی باشند ولی تمام کار های سنگین سیاسی را مغز و روان اینها نمی کشد. تمام علایم کهولت سن دیده می شود باید عقل و واقعیت را حاکم کرد تعصب بیشترین ضربه را زده است اتاق های فکری سیاسی هر کشوری باید این مسأله را حل بکنند ولی قفل کردن جریانات سیاسی کشوری مثل ایران و آمریکا الان خیلی روشن است مقاله در اسراییل رهبرانش قاطی کرده اند عقل و روان سالم با بهره گیری از متخصص های علمی را ه حل پیدا می کنند جهل حاکم بر جا معه هم پیشرفت سیاسی را به گیر می اندازد اخلاق حاکم در جامعه فقط بوسیله مردم و همکاری و احترام حل می شود .

  8. سلام گفت:

    قدرت و پول دست کیست . والسلام. همین قانون در آمریکا. و اسراییل و ایران و اروپا حاکم است. با این همه شاه دزد که در داخل سیستم قدرت تشریف دارند کدام رشد اقتصادی و فر هنگی امکان دارند اگر منافع دزدان نظام به خطر بیفتد جناب س.م.خ و جناب م.پ. با حادثه عجیبی مثل س.ا.ر. از بین می روند. امام زمان را به بازی گرفته اند ولی از بازی دنیا خبر ندارند توهم و قدرت کور می‌کند بشر را. این بشر ظرفیت قدرت و ثروت را ندارد چون دسترسی به عقل سخت است.

  9. سلام گفت:

    در تمام دنیا رهبران سیاسی و فرهنگ جامعه نماینده و معرف وجدان و شرف و صداقت ملت آن جامعه هست این واقعیت بوده و هست و خواهد بود وقتی ملتی دولت خود را بی شرف می نامند در اصل خود را بی شرف می نامند . مثال در ایران به کسی محبت و کمک بکن ببین چه عواقب خطرناکی برایت بوجود بیاید . این چه تربیت و اخلاقی هست و اسمش جهل نیست بلکه پستی و ذلت مقام انسانی است که گردن دیگران و جامعه و شیطان می اندازند! اسلام و قرآن فقط بحث خدا را با عمل به وجدان و صداقت بیان می کنند که با ایمان شروع میشود و از زمان عمر تا به امروز فقط جهل و فریب مردم را می بینیم که حادثه کربلا و بلایی که سر حضرت علی می آورند تا جهالت دنیای عرب و اسلام امروز. بشریت اسیر جهل بوده و هست و امپریالیسم قدرت و نفوذ و نژادپرستی و استفاده از دین توسط ادیان ابراهیمی و حتی بودایی را در جهت جهل و ظلم شاهد هستیم.

  10. سلام گفت:

    این تروریست های ایرانی که پرچم شیر و خورشید طرح شده توسط بهایی ها را بلند می کنند و با کرد های تجزیه طلب ایران و عراق و سوریه با پر چم و تاریخ ایران را هم دزدیده و تحریم کرده اند در سراسر اروپا و آمریکا تظاهرات می کنند و به همه حمله و فحش می دهند در کنسرت داریوش و گوگوش و ابی ستار و بقیه زباله ها جمع می شوند یک مسأله مهم دارند این است که در تشکل سازمان تروریستی مجاهدین خلق و سلطنت طلب ها در ۸ سال تجاوز نظامی عراق به ایران, با عراق همکاری نظامی داشته اند و خون بیش از یک میلیون ایرانی که اکثرا مردم عادی ایران را روی دست دارند و جالب است رای دهنده به انتخابات را خیانت به ایران در جلوی سفارت ها عربده می کشند حال ایران باید این تروریست ها را به خاطر حمله به مردم عادی ایران و همکاری با تجاوزات نظامی عراق، شکایت و به دنیا معرفی بکند به جای تمرکز فقط روی فلسطین. عقل و دفاع از حقوق ملت و انسانی وظیفه هر دولت و ایرانی هست.

  11. سلام گفت:

    در میدان قدرت و سیاست برای مثال در اردبیل ۵۰۰ هزار پزشکیان . و ۱۰۰ هزار جلیلی . رای مردم است ولی پول و قدرت در اردبیل در دست طرفداران جلیلی هست حال برنامه چیست همکاری مردم چه کار هایی باید باشد قلدر هایی که از سال ۱۳۵۸ انقلاب و دارایی و امنیت کشور را دارایی شخصی خود می دانند و القاب انقلاب و اسلام و … را حمل می کنند و همه چیز را تصرف کرده اند. این گروه همه جا با فامیل ها و نوچه های خود تشریف دارند و دزدی ها و تجاوزها و کشتن ها را بی صدا از سال ۱۳۵۸ تا حال انجام داده اند روحانیت در صد سال گذشته در ایران نقش اپوزسیون داشته اند و بالای منبر هر چه دلشان خواسته گفته اند که در دهه ۵۰ کتابها و افکار علی شریعتی یک حرکت ضد امپریالیستی به این حرکت داد که با لبنان هم مسیر و عقیده شد که در ۴۵ سال گذشته مقاومت و هلال شیعی در منطقه کشور های اسلامی با خاورمیانه انگلیس که ۱۰۰ سال پیش با تشکیل فلسطین سوریه لبنان اردن عراق انجام شود و ۵۰ سال پیش اسراییل را به کمک اعراب تشکیل دادند حال قیمت این حرکت نابودی اخلاق و قانون و ارزش های تشیع در ایران توسط مجاهدین خلق و انجمن حجتیه حزب الله بقیه تند رو ها بوده است ایران یکی از فاسد ترین کشور ها هست و مردم عادی مقصر اصلی هستند چون اخلاق و احترام و تمام ارزش های ۱۲ امام را با شعار ها زیر پا گذاشته اند . حال از کجا شروع کنید . جواب اغتشاش و جهالت ۱۳۵۷ را انقلاب نام ندهید. انقلاب اسلامی را با رهبر و منطق جدید بر اساس افکار امام علی تبیین و برنا مه ریزی و آموزش به مردم بدهید و افکار مجا هدین خلق و شا هنشاه بازی و و لایت فقیه جواب نتیجه اش ایران امروز هست و ظیفه روحانیت تبلیغ و شرکت و همکاری و شورا در مدیریت و رهبری با مردم هست که ۴۵ سال پیش اصول گرایان مدل خود را دیکته کرده اند ولی اینها همه جا نفوذ و قدرت و منافع دارند و پول ها را به خارج می برند حال شعار راحت است راه حل با توجه به واقعیات موجود؛ که نه اخلاق و رفتار مردم سر جایش هست و نه رهبری و دستگاه دولتی که ۳ قوه اصلی است، درست کار می کنند. رییس جمهور مدیر است قدرت و افرادی که با ایشان کار می کنند، چقدر هست؟ و دو لت های پس مانده و سایه ای چقدر قدرت و نفوذ دارند؟؟ اندیشکده ها واقع بین باشند دیگر انجمن حجتیه و تعصب بازی و انقلاب نما یی نباید حاکم باشد.

  12. سلام گفت:

    آمریکا مدعی شده انتخابات در ایران آزاد نبوده علتش این است یکی از رقاصه های نوکر امپریالیسم مثل رضا پهلوی و رجوی و رقاصه های کالیفرنیا در ایران بعد از تصرف نظامی نسب نشده است!! دیگر دنیا خیلی کی به کیه شده و به طرف اغتشاش و استبداد کامل می رویم. تغییرات اقلیمی هم تعادل را به هم خواهد زد و به کسی هم مربوط نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *