http://didshahr.ir/264943

00:41 :: 1402/09/08

مرد ۳۱ ساله می گوید: همسرم به عاشق پارتی مختلط شده و دوست دارد که در دورهم‎نشینی های شرکت کرده و مشروب بخورد.

مرد جوان: همسرم علاقمند به مشروب خوری در کنار مردان است

مرد ۳۱ ساله گفت: من و «آزیتا» به دنبال یک آشنایی خیابانی با هم ازدواج کردیم. آن زمان من ثروت زیادی داشتم و از سوی دیگر نیز پدرم که اوضاع مالی بسیار خوبی دارد، مرا حمایت می کرد؛ اما من جوانی خوشگذران بودم و مدام در پارتی ها و دورهم‎نشینی های دوستانه و مختلط شرکت می کردم.

در این شرایط «آزیتا» هم پا به پای من کنار بساط های مشروب خوری می نشست و مانند من محرم و نامحرم نمی شناخت. با ثروتی که داشتم روزهای خوشی را در کنار «آزیتا» می گذراندم و به چیزی جز تفریح و لذت های آنی نمی اندیشیدم.

۲ سال بعد از این ماجراها، تازه فهمیدم که معتاد شده ام و بدون موادمخدر و قرص های روانگردان نمی توانم به زندگی ادامه دهم. حالا دیگر تا ظهر می خوابیدم و سرکار هم نمی رفتم. به همین خاطر اوضاع مالی ام آرام آرام به هم ریخت و همه ثروتم دود شد.

پدرم وقتی در جریان اعتیادم قرار گرفت، دیگر به هیچ وجه از من حمایت مالی نکرد. در این وضعیت هرچه داشتم فروختم تا نزد دوستانم کم نیاورم. کار به جایی رسید که حدود ۶ ماه قبل زیر پل خوابیدم تا از یکی از دوستان قدیمی ام کمی مواد مخدر بگیرم. داشتم به کارتن خوابی روی می آوردم که یکی از برادرانم دلش به حالم سوخت و به دادم رسید.

او با پرداخت هزینه ها و مخارج، مرا در یکی از مراکز ترک اعتیاد بستری کرد و مرا از این اوضاع اسفبار نجات داد. البته من خودم نیز دیگر به آخر خط رسیده بودم و تصمیم گرفتم تا زندگی دوباره ای برای خودم بسازم و از این شرایط دردناک بیرون بیایم! چرا که از چشم همه افتاده بودم و دیگر همه اطرافیانم مرا از خود می راندند. بالاخره بعد از ترک اعتیاد به کلاس های مشاوره رفتم و الان چند ماه است که در «پاکی» زندگی می کنم؛ اما متاسفانه همسرم این گونه زندگی را دوست ندارد. او به مهمانی ها و پارتی های مختلط عادت کرده است و اصرار می کند که در دورهم‎نشینی های شبانه در باغ ویلاها شرکت کنم؛ اما من می ترسم که دوباره وسوسه مصرف موادمخدر و مشروبات الکلی، مرا به روزهای تباهی و سیاهی بازگرداند؛ به همین دلیل با او مخالفت می کنم ولی همسرم مدعی است که دچار افسردگی شده و باید مشروب را درکنار دوستانش مصرف کند!

او می گوید من شوهر«پاک» نمی خواهم چه عیبی دارد که مانند گذشته مواد مصرف کنی! من که از این زندگی ناراضی نیستم!… ولی او متوجه نیست که چگونه همین اشتباهات مرا به نابودی کشاند و همه ثروتم را دود کرد! خانواده ام را ازدست دادم و کارم به کارتن خوابی کشید … آن شب هم «آزیتا» با تماس یکی از دوستانش نیمه شب شال و کلاه کرد تا به یکی از همین مهمانی های زجرآور برود که من مانع شدم و گفتم فرزندانمان تنها می مانند! ولی او این رفتار مرا توهین تلقی کرد و حالا از من شکایت کرده است که نمی تواند با مردی «پاک» به زندگی مشترک ادامه دهد.

بیشتر بخوانید: مطلبی که همه دانشجوهای دختر و پسر باید بدانند

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/264943

اشتراک این خبر :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *