مشاوره: ازدواج دوباره پدرم، زندگیام را تلخ کرد.

نویسنده : دکتر حسین محرابی | روانشناس
سوال: 3 سال پیش بود که مادرم فوت کرد. الان دختری 23 ساله هستم. مادرم را خیلی دوست داشتم. پدرم چند وقت پیش، دوباره ازدواج کرد و من هم تصمیم گرفتم دیگر با او زندگی نکنم. نتوانستم با این ماجرا کنار بیایم و زندگیام تلخ شده است. راهنماییام کنید.
پاسخ: مخاطبگرامی، گفتهاید بعد از ازدواج پدرتان تصمیم گرفتید که دیگر با او زندگی نکنید. توصیه میکنم ارتباطتان را با پدر به هیچوجه قطع نکنید و حتی کم اما حتما به او سر بزنید. شاید در همین رفتوآمدها نظرتان عوض شد. این که خانواده شما به نوعی از هم پاشیده، یک واقعیت است و بهتر است به جای پیدا کردن مقصر، به تدریج از این حس اجبار در وجود خود خلاص شوید زیرا انسانها به طور طبیعی از محیطها و شرایط تحمیلی دچار عصبانیت میشوند.
♥ کلیک کنید: موضوعی مهم در برگ سبز خودرو که خیلیها نمیدانند ♥
هدفتان در زندگی مشخص است؟
در پیامکتان نشانهای از اهدافتان در زندگی نمیبینم. معمولا انسانهای بیهدف انگیزه خود را برای فعالیت و لذتبردن از زندگی از دست میدهند و چون از موفقیتهای خود لذت نمیبرند به مرور بیانگیزه میشوند و به پوچی میرسند.
به ازدواج هم فکر کنید
در ضمن شما در سنی هستید که میتوانید در صورت داشتن شرایط لازم برای ازدواج و تشکیل خانواده اقدام کنید پس به این نکته توجه داشته باشید که تنهایی، یکی از عوامل موثر در وضعیت فعلی شماست. صرف نظر از نیازهای فیزیولوژیکی، معمولا افراد و به ویژه خانمها نیازهای عاطفی زیادی دارند که فقط از طریق ازدواج تامین میشود. داشتن یک تکیهگاه مناسب و یک همدم شایسته، از مهمترین خواستههای یک دختر در زندگی است و به شما هم توصیه میکنم در کنار دیگر خواستهها و آرزوهای خود به این مسئله هم با اولویت بالا بپردازید.