http://didshahr.ir/250432

01:53 :: 1401/05/24

دختری 18 ساله ای می گوید: هنوز یک ماه از ازدواج ما نگذشته بود که نامزدم با دختر عمویش که مطلقه بود ازدواج کرد.

فرار تازه داماد با دختر عمومی مطلقه اش

دختر 18 ساله توضیح داد: پدرم مردی بی مسئولیت بود به طوری که مادرم را در حاشیه شهر رها کرد و به عنوان نگهبان در یک باغ ویلا مشغول کار شد.

آن زمان من دختری خردسال بودم و تلخی این ماجرا را درک نمی کردم اما می دیدم که مادرم برای تامین مخارج زندگی در خانه های مردم کار می کرد.

خلاصه در همین روزها خواهر بزرگم نیز به خاطر اعتیاد شوهرش طلاق گرفت و نزد ما بازگشت این موضوع موجب نگرانی مادرم شد به گونه ای که مدام گریه می کرد و اشک می ریخت در این شرایط خواهرم نیز در یک کارگاه تولیدی و بسته بندی مواد غذایی مشغول به کار شد و مرا نیز که دختری 11 ساله بودم با خودش به سر کار برد.

دو سال بعد از این ماجرا روزی «موسی» به خواستگاری ام آمد.

مادرم با آن که هیچ شناختی از موسی نداشت با ازدواج من در سن 13 سالگی موافقت کرد و این گونه من پای سفره عقد نشستم ولی همسرم نیز مانند پدرم فردی بی مسئولیت بود و نمی توانست برای خودش کاری دست و پا کند به همین دلیل من در همان کارگاه تولیدی به شغلم ادامه دادم تا مخارج زندگی مان تامین شود اما هنوز یک ماه بیشتر از مراسم عقدکنان نگذشته بود که فهمیدم موسی با دختر عمویش که زنی مطلقه بود ازدواج کرده است تا سرپرستی فرزند او را به عهده بگیرد وقتی به نامزدم اعتراض کردم او مرا کتک زد و مادرم نیز با التماس از من خواست تا درخواست طلاق ندهم چرا که مدعی بود سرنوشتم مانند خواهرم خواهد شد و او نمی تواند مخارج ما را تامین کند در همین حال نامزدم به کشور دیگری مهاجرت کرد و دختر عمویش را نیز با خودش برد.

او دیگر حتی پاسخ تلفن های مرا نداد و اکنون 5 سال از آن ماجرا می گذرد و من در حالی همچنان بلاتکلیف هستم که مادرم به سختی در خانه های مردم کار می کند تا هزینه های زندگی ما را بپردازد این بود که دست به دامان قانون شدم تا شاید سرنوشتم تغییر کند و …

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/250432

اشتراک این خبر :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.