مسعود لاهوت
هر سیستمی میل به آنتروپی دارد اما فضای سیاسی استان اردبیل رنگین کمانی متشکل از هزاران رنگ است که بسیاری از آن حتی در طیف نورهای مرئی هم قرار ندارد و برای مشاهده آن باید با چشم مسلح اقدام کرد. این فضا علیرغم قدمت تاریخی آن در حال حاضر از توان مدنی و انگیزه سیاسی لازم برای ترمیم و بهبود قواعد فعالیت در این عرصه برخوردار نیست در حقیقت اغلب سیاستمداران اردبیلی حداقل در فضای استان از آداب سیاستورزی معمول در کشور پیروی نمیکنند و کار سیاسی را با ستیزهجویی و پیکار تا نابودی طرف مقابل اشتباه گرفتهاند. در ماههای گذشته و با روی کارآمدن دولت سیزدهم شاهد رفتارهای معمول و اخلاقمدارانه از سوی لیدرهای سیاسی کشور بودیم که رسانه های اردبیل کمتر به این موضوعات پرداخت کردند و شاید هم یکی از دلایل عقب افتادگی فرهنگ سیاسی استان خودممیزی رسانههای اردبیل در قبال این گونه اخبار است.
تماس تلفنی رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات با گروههای مختلف سیاسی چپ و راست از جمله احمد زیدآبادی تا قول صریح برای ترمیم سرمایه اجتماعی از دست رفته در دوران انتخابات و در این اواخر دعوت از روزنامهنگاران تمامی طیفها و گروهها برای شنیدن پیشنهادات و انتقادات که حضور برخی از چهرهها از جمله حسین شریعتمداری و محمد قوچانی در آن خبرساز شده بود، نمونهای از تعامل سیاسی و فرهنگ سیاستورزی در کشور است. نقد بیرحمانه و پرتاب شدیدالحن ترین کلمات بر روی کاغذ و گفتگو و تعامل در کمال احترام و پذیرش مخالف با آغوش باز در موقعیتهای حساس از جمله منشهایی است که در عالم سیاست معمول به نظر میرسد اما چه تعدادی از سیاست مداران اردبیلی درکی از این فضا دارند.
لیدرهای سیاسی استان اردبیل به جز تعداد انگشت شماری نه تنها در میدانی تعریف شده در چپ یا راست سواد بازی و شهامت سیاستورزی را ندارند بلکه مدلی نادر از کانفورمیستهای بلاصاحب اقماری هستند که در زمان ظهور و بروز یک جرم سیاسی با چگالی بیشتر به این سو و آن سو حرکت میکنند تا نانی به کف آرند و به غفلت بخورند. برای آنها مهم نیست که افکار عمومی یا رسانهها چه داوری از این رفتار بلاهتبار آنها دارند و بسیاری هم آنها را الگوی عملی برای خود و راهی برای رسیدن به منافع شخصی قلمداد میکنند و تنها در راس قدرت ماندن هدف غایی و نهایی آنهاست.
نیروهای سیاسی چپ و راست مانند الکترون و پروتون بار مثبت و منفی دارند و در نهایت توازن جرم سیاسی اردبیل را حفظ میکنند اما این روزها کانفورمیست های بلاصاحب و اقماری در استان اردبیل که نقش نوترونهای با بار خنثی را بازی میکنند عامل اصلی آنتروپی در اتمسفر سیاسی استان هستند و تعدادشان به قدری زیاد است که قدرت تصمیمسازی و تصمیمگیری را از دولت محلی و سیاستمداران ارشد استان سلب کرده است.
شاید این داستان به اشکال مختلف و با دز مناسب در تمامی جوامع قابل ذکر باشد اما شدت آن در استان اردبیل به قدری زیاد است که هر آشی که در این دیگ پخته شود، به کام مردم تلخ و تهوعآور و مصداق بارز حیف و میل منابع و اتلاف وقت خواهد بود. اگر این وضعیت بازهم ادامه داشته باشد و درایت و خردورزی معدود الکترونها و پروتونها توان مدیریت فضای فعلی استان را از طریق تعامل و گفتگو نداشته باشند، قدرت نوترونهای خنثی و پرسروصدا بر آنها میچربد و این قصه پایان شیرینی نخواهد داشت.
کانفورمیست یا حزب بادی اصطلاحی است که اشاره به افراد دارد که فاقد پایبندی خاصی هستند و در هر فطره زمانی سمت و سویی متناسب با وضع موجود اتخاذ می کنند.
آنتروپی یا بی نظمی (آشفتگی) یا عدم قطعیت یک سیستم را بیان میکند