http://didshahr.ir/240842

12:37 :: 1400/12/12

داستان رابطه پنهانی زن جوان متاهل از وقتی شروع شد که او بصورت اتفاقی شهرام را در خیابان می بیند.

داستان رابطه پنهانی زن جوان متاهل

حوادث عبرت آموز: داستان رابطه پنهانی زن جوان متاهل با مرد غریبه


رسیدگی به پرونده مرد جنایتکاری که به خاطر علاقه به یک زن همسر او را کشته بود به‌خاطر حاضر نشدن همدستش در دادگاه به جلسه دیگری موکول شد.

رسیدگی به این پرونده با گزارش زنی به پلیس مبنی بر ناپدید شدن همسرش آغاز شد.

پس از اظهارات زن جوان مأموران ردیابی‌های خود را آغاز کرده و دریافتند زن جوان از چند ماه قبل با مردی غریبه در ارتباط بوده است.

از این‌رو شهرام احضار شد و مورد بازجویی قرار گرفت.

وی در همان بازجویی‌های اولیه به قتل شوهر این زن اعتراف کرد و گفت: من و مهسا از بستگان دور هم هستیم. چند سال بعد از اینکه او ازدواج کرد یک‌بار تصادفی همدیگر را دیدیم و متوجه شدم که ارتباط خوبی با همسرش ندارد و بعد از آن باهم صمیمی‌تر شدیم. روز حادثه با مهسا بیرون بودیم که او حالش بد شد به همین خاطر او را به خانه‌اش رساندم اما ناگهان شوهرش رسید و باهم درگیر شدیم و من هم او را کشتم. بعد هم با مهسا و یکی از دوستانم به نام سهراب، جسد رضا را به حاشیه تهران بردیم و همانجا دفن کردیم.

با اعتراف‌های متهم مهسا نیز بازداشت شد و او هم به همدستی در قتل همسرش اعتراف کرد.

با تکمیل تحقیقات برای مرد جنایتکار به اتهام قتل و برای مهسا به اتهام معاونت در قتل و سهراب نیز به اتهام معاونت در دفن جسد کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 7 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

در ابتدای جلسه مادر مقتول به عنوان ولی دم خواستار قصاص متهمان شد.

پس از آن متهم به جایگاه رفت و اتهامش را پذیرفت اما در ادامه زن جوان گفت: من و همسرم از همان ابتدای زندگی با هم اختلاف داشتیم اما من راضی به مرگ او نبودم. از آن شب هم چیزی به یاد ندارم.

با توجه به اینکه متهم ردیف سوم با قید وثیقه آزاد بود و در جلسه حضور نداشت ادامه رسیدگی برای شنیدن حرف‌های او و دفاعیات وکلای آنها به جلسه بعد موکول شد.

عبرت

  • لینک کوتاه
  • https://savalankhabar.ir/240842

اشتراک این خبر :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.